ای طره های خوبان از نافه تو بویی
هژه هزار عالم در عرصه تو گویی
چون شمع جمله دادی پروانه غمت را
وانگه ز تو ندیده پروانه هیچ رویی
حسن هزار لیلی از گلبن تو رنگی
عشق هزار مجنون از جرعه تو بویی
ای دست غارت تو در چار سوی عشقت
سرهای گردنان را آویخته به مویی
کام دلی برآور از دولت جمالت
تا کام دل بیایی از دولت نکویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهها و استعارهها، از عطر دلانگیز طرههای محبوب صحبت میکند و اشاره میکند که عشق و زیبایی او چنان قدرتمند است که هر چیز زیبایی را تحت تأثیر قرار میدهد. معشوق خود را مانند شمعی میبیند که پروانهها را جذب میکند، اما پروانهها هرگز نتوانستهاند روی او را ببینند. همچنین، شاعر به زیبایی بینظیر معشوق و قدرت او در عاشق کردن دیگران اشاره میکند و از او میخواهد که کام دل عاشقان را با جمال خود پر کند.
هوش مصنوعی: ای موهای زیبای محبوبان، از عطر تو بویی به مشام میرسد که انگار هزار جهان در کنار تو حاضرند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو همه وجودت را به عشق و غم خود بخشیدی، پروانه که به گردایت میچرخید، دیگر از تو هیچ نشانی نمیبیند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به اندازه هزار لیلی دلنواز است و عشق هزار مجنون از بوی تو نشئت میگیرد.
هوش مصنوعی: ای دست پرتوان تو در همه جا به عشق تو سبب افتادن جانها شده و سرهای کسانی که عاشق تو هستند، به مانند موی آویخته است.
هوش مصنوعی: خواستههای دل را تنها با زیبایی تو میتوان برآورده کرد، تا این که از خوبیهایت به خواستههای دل برسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
بدخو چرا شدستی آخر مرا نگویی
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت
یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی
گه دوستی نمایی گه دشمنی فزایی
[...]
ای آفتاب رویت از غایت نکویی
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
[...]
ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
هجدههزار عالم، در عرصهٔ تو گویی
چون شمع، جمله رویی در بزمگاه دلها
وانگه ز تو ندیده، پروانه هیچ رویی
ای دست غیرت تو، در چارسوی عشقت
[...]
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟
گر چه غمت به خونم تعویذ می نویسد
تعویذ جانت سازم، ای آیت نکویی
پنهان مشو ز دلها، آتش زن آشکارا
[...]
هر کس به جست و جویی هر گوشه گفت و گویی
در پرده وصالش کس ره نبرده بویی
یک چند بت شکستند یک چند بت پرستند
در هر سری هوایی ما را هوای رویی
جایی که حاضر آید خوبان هر دو عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.