تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
در غم آن منِ دلخسته به ماتم بکشی
مردم از دست تو تا چند ترا جور بود
نه که خوبی به تو دادند که آدم بکشی
گر به عیسینفسی جان بدهد باز لبت
جان من خلق جهان را به تو یک دم بکشی
چون همه عالم از انفاس تو جان یافتهاند
نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی
اهلی سوخته چون شمع چه کردست که تو
هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق صحبت میکند. او آرزو میکند که جانش مانند دلش به معشوق تعلق داشته باشد. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و آرزو میکند که اگر کسی به زیبایی او در باغ سرو میبود، در برابرش تعظیم میکرد. همچنین از درد و شوق خود که ناشناخته مانده سخن میگوید و از آتش پنهان عشقش که کسی از آن خبر ندارد، یاد میکند. شاعر به حضور معشوق در کنار خود و دوری او از بیگانگان اشاره میکند و حسرت میخورد که اگر فرصت بیشتری برای بودن با او داشت، اوج عشق را تجربه میکرد. در نهایت، او به خطرات و عواقب عشق نیز اشاره میکند و میگوید که اگر اجل در کار نبود، میتوانست به عاشقیش ادامه دهد.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به خاطر زیبایی من غم بخوری و به حال من دلشکسته گریه کنی؟
هوش مصنوعی: مردم تا چه زمانی تحمل تندخویی و بدخلقی تو را خواهند داشت؟ آیا این خوبیها به تو اجازه میدهد که به دیگران آسیب برسانی؟
هوش مصنوعی: اگر جان من هم به نفس عیسی باشد، اما لبهای تو جان من را به یک لحظه از تمام خلقت بگیرند، باز هم اصرار دارم که همه چیز را فدای تو کنم.
هوش مصنوعی: چون تمام مخلوقات با نفسهای تو زندگی کردهاند، اگر همه آنها را هم از بین ببری، هیچکس حرفی نخواهد زد.
هوش مصنوعی: اهلی سوخته چون شمع، چه کار کرده که تو هم باید از غم خود به سوزی و خود را نابود کنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.