بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
خشک برجا مانده ام چون صورت دیوار ازو
او که از لب زنده سازد مرده را همچون مسیح
ضعف طالع بین که من چون مانده ام بیمار ازو
با چنین عزت که آن سلطان خوبان را بود
میبرد یوسف خجالت بر سر بازار ازو
قاصدم گفت آنپری در کشتنت گوید سخن
جان دهم صدبار اگر این بشنوم یکبار ازو
مرده را گر جان دهد اهلی نمیباشد عجب
معجز حسن است و من این دیده ام بسیار ازو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دلتنگی شاعر میپردازد. او از سوز و گداز در عشق میگوید و حسرت بر دل سوختهاش را مطرح میکند. شاعر به زیباییهای معشوق و شیوههای عاشقانه اشاره میکند و از جذابیت لبان و ابروی او صحبت میکند. همچنین، به عشق و تعلق خاطر عمیقش اشاره دارد و از بیثمری حسرت و غم جدایی سخن میگوید. در نهایت، با تأکید بر درد و حسرت عشق، زیباییهای معشوقش را وصف میکند و به وضعیت دلباختهاش مینگرد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی رفتار او، من چنان سردرگم و حیران شدهام که مانند یک دیوار بیتحرک و بیاحساس ایستادهام.
هوش مصنوعی: کسی که با لبهایش میتواند زندگی را به مرده بازگرداند، مانند مسیح، اما من در اثر بدشانسی و ناتوانی همچنان بیمار و رنجور ماندهام.
هوش مصنوعی: با این مقام و عزتی که آن شاه خوبان دارد، یوسف در بازار از او شرمنده است.
هوش مصنوعی: پیامآورم به من گفت که آن پری در مورد کشتن تو صحبت میکند. من جانم را صد بار فدای تو میکنم، اگر یک بار از او این حرف را بشنوم.
هوش مصنوعی: اگر به مردهای جان داده شود، او دیگر نمیتواند به زندگی عادی خود بازگردد. این یک معجزهی شگفتانگیز است و من بارها این موضوع را دیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.