گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ازرقی هروی

ای گشته پراکنده سپاه و حشمت

گرینده ندیمان و غریوان خدمت

بر کوس و سپاه تو ز تیمار غمت

خون می بارد ز دیده شیر علمت

سنایی

هر چند دلم بیش کشد بار غمت

گویی که بود شیفته‌تر بر ستمت

گفتی کم من گیر نگیرد هرگز

آن دل که کم خویش گرفتست کمت

وطواط

ای فتح و ظفر بندهٔ کوس و علمت

بیش از عدد ستاره خیل و حشمت

آراسته ملک و دین به تیغ و قلمت

و آسوده جهان همه به عدل و کرمت

خاقانی

گرچه صنما همدم عیسی است دمت

روح القدسی چگونه خوانم صنمت

چون موی شدم ز بس که بردم ستمت

موئی موئی که موی مویم ز غمت

کمال‌الدین اسماعیل

ای جان و جهانرا مدد از لطف و دمت

حیران شده عقل از صفت و بیش و کمت

روزی صد بار همچو زلف بخمت

اندیشه فرو رفته ز سر تا قدمت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال‌الدین اسماعیل
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه