گنجور

 
ظهیر فاریابی
 

زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخن

شکفته در چمن خاطرت بهار سخن

به گوش و گردن حوران فکر بر بسته

به رسم زیورشان دُرّ شاهوار سخن

پیاده ماند ز تو هر سخنور از پی آنک

تویی مبارز تحقیق و شهسوار سخن

به نوک خامه فکرت صورنگار بدیع

گرفته گلشن ارواح در نگار سخن

نفوذ جمله سخن هیچ گشت و قلب نمود

که نیک نیک بیفزوده ای عیار سخن

به دست تو ست عنان سخن بجز دستت

نبینی از سر تحقیق در مهار سخن

سراکابر و صدر عراق،مجدالدین

اگر نه طبع تو گشتی به لطف یار سخن

ز دست رفته بُدی،پای مرد و سرور عصر

چو کار جود و سخا در زمانه کار سخن

تو تازه کردی لله دَرُّک،ای طایی

به شبنم کف پر ژاله،لاله زار سخن

شعار خامه شرع تو بُد به شعر،ولیک

همی نزیبد نیکو تو را شعار سخن

ز سطح قلزم طبع و دلت تصاعد کرد

روان و ترّ و بلند، ابر آبدار سخن

به تیغ فضل گشودی جهان عامر نظم

به جاه عقل شدی شاه،در دیار سخن

تو را سخا و سخن نیک زیر دست شده ست

که شهسوار سخایی و شهریار سخن

همیشه تا که بود از ره طبیعت اصل

به نفس ناطقه ناچار افتقار سخن

تو را بجز بدل خویش افتقار مباد

که هست طبع و دلت مرکز و مدار سخن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.