دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم
پا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم
ننهادی قدمی بر سرم ای سرو بلند
گرچه در راه تو من خاک صفت پست شدم
کس چو من در طلب شاهد آزادی نیست
زانکه با نیستی از پرتو آن هست شدم
ناوک ناز تو پیوسته شد از شست رها
ناز شست تو که من کشته آن شست شدم
تا ابد مستیم از جلوه ساقی باقیست
زانکه از آن می باقی ز ازل مست شدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره دارد و از عشق و وابستگی عمیقش صحبت میکند. او از دلبستگیاش به زلف معشوق میگوید و بیان میکند که در راه عشق، حتی به خاک زیر پا نیز تن降 میکند. شاعر به تنهایی و تلاش بیوقفهاش برای رسیدن به معشوق اشاره میکند و این که هیچکس مانند او در جستجوی معشوق نیست. او به ناز و زیبایی معشوق اشاره میکند و در نهایت به حالت مستی و سرخوشیاش از عشق و زیبایی میپردازد، چرا که این احساس همیشه با او خواهد بود.
هوش مصنوعی: در نهایت، دیدی که من به زلف تو وابسته و گرفتار شدم، به طوری که حتی یک قدم هم نتوانستم از آن رشتهی محبت بردارم و از دست تو جدا شوم.
هوش مصنوعی: ای سرو بلند، تو هیچگاه قدمی بر سر من نگذاشتی، هرچند در مسیر تو، من به خاطر پستی خودم به خاکی بدل شدم.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من در جستجوی معشوقی که زندهام بکند، نیست؛ چرا که من از طریق نبودن، به روشنایی او دست یافتهام.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو همیشه مانند تیر از انگشت رها میشود؛ اما من به خاطر آن زیبایی به شدت عاشق و گرفتار شدم.
هوش مصنوعی: ما همواره در حالت نشئگی و شادی ناشی از زیبایی و لطف ساقی هستیم؛ چرا که از آن شراب ابدی، از آغاز عالم مست شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.