رسم و ره آزادی یا پیشه نباید کرد
یا آنکه ز جانبازی اندیشه نباید کرد
سودی نبری از عشق گر جرأت شیرت نیست
آسوده گذر هرگز زین پیشه نباید کرد
گر آبِ رَزَت باید ای مالکِ بیانصاف
خون دل دهقان را در شیشه نباید کرد
در سایه استبداد پژمرده شد آزادی
این گلبن نورس را بیریشه نباید کرد
با داس و چکش کن محو، این خسروی ایوان را
چون کوهکنی هر روز با تیشه نباید کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به نقد وضعیت آزادی و استبداد میپردازد و تأکید میکند که در دنیایی که آزادی به خطر افتاده، نباید به راحتی از آن گذشت. او بر این باور است که عشق و ایثار در شرایطی که جرأت مبارزه نیست، بیفایده است. همچنین، به بیعدالتیها و ظلمی که در حق زحمتکشان میشود اشاره میکند و میگوید نباید به خاطر منافع شخصی، رنج دیگران را فراموش کرد. در نهایت، شاعر از ضرورت مقابله با استبداد و دیکتاتوری سخن میگوید و تاکید میکند که باید از راههای مؤثر برای براندازی این نظام فاسد استفاده کرد، چرا که تداوم آن به نابودی آزادی میانجامد.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به آزادی، یا باید خود را به کار یا پیشه معطوف کنی، یا اینکه باید آماده جانفشانی و از خودگذشتگی باشی.
هوش مصنوعی: اگر شجاعت و قدرت لازم برای عشق ورزیدن را نداری، بهتر است از عاشق شدن پرهیز کنی و با آرامش از این مسیر عبور نکن.
هوش مصنوعی: اگر تو که مالک هستی، نیاز به آب زراعی داری، نباید خون دل کشاورز را در شیشه نگهداری.
هوش مصنوعی: در زیر فشار و سیطره استبداد، آزادی این گل تازهروی پژمرده شده است و نباید این گل را از ریشهاش جدا کرد.
هوش مصنوعی: با دقت و احتیاط باید به کار و سازندگی بپردازیم و از تخریب و خرابکاری پرهیز کنیم. هر روز نمیتوان به خرابی و ویرانی مشغول بود، باید تلاش کنیم که چیزی را بسازیم و حفظ کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.