امیدگاها، تا نپنداری اینچند روزه دانسته و توانسته دیر و دور ماندم، و از فر فرخ دیدار و فرخنده گفتارت که رامش دل و جان است، و آرامش تن و روان، کر و کور.
دارای سخن، دانای کهن، قاآنی، که از دیرباز با هم همخانه ایم و پرواز اندیش یک آشیانه، به رنجی گران گزند انباز بستر و بالش افتاد، و با شکنجی دشوار درمان، دمساز فریاد و نالش. از در پاس بستگی، و چاره خستگی، با آنکه از من رنجی نزداید و غنجی بفزاید؛ با بیمارداری می بردم و کار پرستاری میکردم. دو روزی است تاب لرزه در کار کاستن است، و افتاده را به خواست خدا هنجار خاستن. با این فروماندگی که دیده و دانند و نگفته نیز شناخت توانند، بپایمردی دستواره، بدرود بنگاه خود گفتم، و راه فرگاه سرکاری گرفتم. نزدیک دروازه شمیران دوستی فراز آمد،باندیشه من آگاه گشت. گفت: آنرا که به دل پویانی و بجان جویان، با جوانی سبزه فام که ریشی کم و سیاه، و بالا پوشی آبی و کوتاه داشت، فرا پیش گرمابه حاجی دیدم.
گویا با بستگان بندگان امامش کاری بود، یا با دیگرانش بازاری. همی دانم که از این رفت و اندازت سودی جز رنج بی گنج نخواهد رست، و از این پر و پروازت سایه آن همایون همای چرخ سربلندی بر تارک کامکاری نخواهد افتاد.
امروز و امشب تلخ یا شیرین با ما انباز نان و نمک زی، و فردا بامدادان به خواست پاک یزدان و رهنمونی بخت فرخ، دوست را رخ بر آستان و سر بر آسمان سای. ناگزیرم؛ در کوی آن دوست، رای درنگ، بر ساز شتاب پیشی گرفت، و جان فرموده با کاهش امروز به یاد رامش فردا، با آرامشی نغز و زیبا خویشی. چون بزم تاریک است و نوبت دریافت نزدیک، زبان گزارش در کام و دست نگارش در آستین خوشتر. کمترین بنده مستمند یغما.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره حال و هوای شاعرانه و اندوهگین یک فرد است که به یاد دوست یا معشوق خود در حال نوشتن است. او به گذشتههای خوش و دردهای کنونی اشاره میکند و از رنج و درماندگیهایش صحبت میکند. همچنین از دیدار شخصی به نام قاآنی یاد میکند که با او همخانه بودهاند. در ادامه، او به دیدار دوستی میپردازد که به لطف او، امیدوار است که روزهای بهتری در پیش باشد. این متن نشاندهندهی احساسات عمیق و دغدغههای انسان در مورد دوستی، عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: امیدوارم گمان نکنی که در این روزها به عمد و آگاهانه از دیدار تو دور ماندهام، زیرا گفتار شیرین و دلپذیر تو برای من مانند آرامش روح و جسم است و بدون آن مانند کر و کور میمانم.
هوش مصنوعی: این متن به بیان احوالات و احساسات فردی میپردازد که درگیر مشکلات و رنجهای زندگی است. او به نوعی از دوستی که سالها با هم زندگی کردهاند و دلسوزی او را درک میکند، اشاره میکند. فرد رنج و درد را تحمل میکند و در عین حال تلاش میکند تا به کسی که نیاز به مراقبت دارد، کمک کند. این افراد در این وضعیت سخت، به یاد دوستیشان و دیگران میافتند و از همدلی و آشنایی با یکدیگر سخن میگویند. ناگهان شخصی به او نزدیک میشود و از دوستان مشترکشان یاد میکند، که به نوعی نشاندهنده پیوندهای عمیق اجتماعی و عاطفی بین این افراد است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با خویشاوندان بندگان امامش کارهایی دارد یا با دیگران مشغول به کارهای بازار است. میدانم که در این رفت و آمدها سودی بیش از رنج و زحمت نخواهید برد و از این تلاش و تلاشهای بیپایانت، هیچ نشانهای از موفقیت و سربلندی بر فراز کارنامهات نخواهد بود.
هوش مصنوعی: امروز و امشب را هر طور که باشد کنار ما بگذران، و فردا صبح به خواست خدا و به خاطر شانس خوب، دوست را به آسمان میبرم. ناچارم؛ در کوی آن دوست، بیدرنگ پیش میروم و به یاد روزهای خوش آینده، امروز را با آرامشی لطیف سپری میکنم. چون حالا وقت شادی و جمع شدن است، بهتر است سخن بگویم و بنویسم. من تنها دوست نیازمندی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.