جوانکی از پیرزادگان بیابانک خواهری داشت «معصومه» نام. میان این خواهر و برادر شیفتگی های لیلی مجنون بود و فریفتگی های عباسه و هارون، معصومه شوهر خواست. آبستن گشت. هنگام زادن رسید. درد بار نهادن دراز افتاد.
پندار مرگ بر زیست چربیدن گرفت. شب هفتم آغاز خروس خوان شکم از بارزادن باز پرداخت. برادر آگاه گردید. دامان به سنگ های درشت بر انباشت. تازکوی و برزن گرفت. بی آنکه سرائی از میان افتد یا دری برکران یابد:
به نیروی پنجه به بازوی مشت
فرو کوفت درها به سنگ درشت
ز آوای درها و آشوب سنگ
ز ماهی به مه شد غریو و غرنگ
چه درها که از زخمه درهم شکست
چه سرها که آسیمه از خواب جست
زن و مرد پیر و جوان هاج و واج
گریزان به دهلیز در از، دواج
یکی گفت دارای ری کینه خواه
مگر تاخت زی شهر خاور سپاه
دگر گفت ناید ز شه این ستیز
به ماهی زمه رست این رستخیز
ز هر خانه غوغا به خورشید و ماه
که خود کیست این جنگی کینه خواه؟
چه کین توخت گردون پیروز چنگ
که می بارد از چار سو چوب و سنگ؟
ازین کند ستوار، و این کوب سخت
دری نیست در شهر جز لخت لخت
به کاوش کمر تنگ بستن چرا؟
به سنگ ستم در شکستن چرا؟
بگو تا بدانیم کت نام چیست؟
وز این در شکستن ترا کام چیست؟
به پاسخ، درای دهان باز کرد
لب از خنده آزرم اهواز کرد
که زنهار، با کس مرا جنگ نیست
درشتی و سختی درین سنگ نیست
مرا اخت فرخنده معصومه نام
کز و مهر و مه نیکوی کرده وام
جهان آبگون است و او در تاب
زمین آسمان است و او آفتاب
پس از هفته ای تاب و تیمار و تب
ز زادن شد آسوده در نیم شب
شما را نه از کینه آشوفتم
پی مژده سندان بدر کوفتم
سزد روز و شب هفته و سال و ماه
بدین نامور مژده رنج کاه
به کوری آن کش بود دشمنی
پذیرد دل دوستان روشنی
سپهر بلند ار در آید بخاک
چو معصومه زنده است ما را چه باک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستان جوانی از بیابانک و خواهرش معصومه روایت میشود. معصومه در آستانه زایمان قرار دارد و برادرش نگران اوست. او به شدت در درد زایمان است و از دردهایش دچار ترس از مرگ میشود. در این هنگام، او برادرش را متوجه وضعیت خود میکند و او به کمک میآید. در میان نگرانی و شلوغی مردم در روستا، برادر به نحوی به کمک خواهر میشتابد و توضیح میدهد که نباید از چیزی بترسند. در نهایت، معصومه پس از یک هفته رنج و درد، به سلامتی زایمان میکند و برادرش از این خبر خوشحال میشود و از کینهجویی مردم و جنگهای بیمورد انتقاد میکند. او پیامی از دوستی و روشنایی قلبها به مردم میدهد و به اهمیت معصومه به عنوان یک فرد درخشان و با ارزش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: جوانی از نیاکان بیابانک خواهرش را به نام «معصومه» داشت. رابطهای عمیق و احساسی میان این خواهر و برادر برقرار بود، مشابه شیفتگیهای لیلی و مجنون و همچنین جذابیتهای عباسه و هارون. معصومه تصمیم به ازدواج گرفت و باردار شد. زمان زایمانش فرا رسید و درد زایمان او به طول انجامید.
هوش مصنوعی: فکر مرگ بر زندگی سایه انداخته است. در شب هفتم، با شروع خروسخوان، شکم از بارش زادهها خالی شده است. برادر از این موضوع باخبر میشود. او با شتاب به سمت سنگهای بزرگ میرود. بدون اینکه نیازی به گفتوگو یا بینظمی داشته باشد، به حرکت ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: با قدرت دستش، با تمام قوت به در سنگی ضربه زد.
هوش مصنوعی: با صدای درها و سر و صدای سنگ، از ماهی صدایی بلند و وحشتانگیز به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: چه درهایی که به خاطر ضربه زدن شکسته شدهاند و چه سرهایی که از خواب به ناگاه بیدار شدهاند.
هوش مصنوعی: مردان و زنان، چه پیر و چه جوان، در حالتی سردرگم و ترسیده به سمت راهرو در حال فرار هستند.
هوش مصنوعی: یک نفر گفت که شخصی در ری (شهر) دارای کینه و دشمنی است، آیا او به سمت شرق لشکرکشی کرده است؟
هوش مصنوعی: او گفت که این نبرد از سوی شاه پایان نخواهد یافت، مانند اینکه ماهی خود را از آب نجات دهد.
هوش مصنوعی: در هر خانهای سر و صدایی است به خاطر خورشید و ماه، اما این جنگی که در جریان است، نشان از چه چیزی دارد؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به خشم و ناامنی دارد که در جهان حاکم است و به طور خاص به درگیریها و مشکلاتی که باعث آسیب و تخریب میشوند، میپردازد. به نوعی تعبیری از وحشت و سختیهای زندگی است که انسان در برابر آنها قرار دارد. در این زمینه، اشاره به بارانِ چوب و سنگ به معنای آزار و آسیبهایی است که از هر سو به فرد رسیده و او را در معرض خطر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: از این سنگ محکم، و این در سخت، در شهر هیچ چیز نیست جز تکههای تکه شده.
هوش مصنوعی: چرا برای جستجو و تحقیق خود را تحت فشار قرار میدهی؟ چرا باید در برابر ظلم و سنگینی بار ستم، مقاومت کنی؟
هوش مصنوعی: بگو تا بفهمیم نام تو چیست و چرا از این در عبور میکنی؟ هدف تو از شکستن این در چیست؟
هوش مصنوعی: پاسخ گفتن، با دهانی باز و لبخندی بر لب، نشاندهندهی شرم و شادی است.
هوش مصنوعی: بازی با کسی ندارم، مراقب باش که در این سنگ سخت، هیچ ظلم و طعنهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من خواهر خوشبخت و بیگناهی دارم که دلم به خاطر زیبایی و مهربانیاش پر شده است.
هوش مصنوعی: جهان شبیه به دریا است و او در حال چرخش است. زمین و آسمان به هم متصلند و او مانند خورشید درخشان است.
هوش مصنوعی: پس از یک هفته ناراحتی و بیقراری و تب، در نیمه شب، او از زادن آرام شد.
هوش مصنوعی: من به دلیل کینه و دشمنی با شما به این حالت آمدهام، بلکه به خاطر خبر خوشی که از شما شنیدهام و به محبت به شما پرداختهام.
هوش مصنوعی: بهتر است که هر روز و هر شب، هفته و سال و ماه را به یاد این خبر خوش بگذرانیم که گویای کاهش رنج و زحمت است.
هوش مصنوعی: به خاطر جلوگیری از دشمنی، دل دوستان باید روشن و پر از محبت باشد.
هوش مصنوعی: اگر آسمان بلند نیز به زمین بیفتد، چون معصومه زنده است، ما هیچ غمی نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.