تا قالب افسرده و وجود نیم مرده ام از ساحت شهود سرکاری دور، پیشگاه محفل خداوندی مهجور افتاد، معاینه ماهی محروم از فراتم و مرده بی نصیب از دولت حیات. این حکایت در سلسله طریقت عارفان معروف است که چون هادی سبل، جناب ختم رسل، نور حدیقه بینش، و علت غائی آفرینش، شفیع سفید و سیاه، حبیب حضرت الله، سید ابرار، احمد مختار، جناب اقدس باری عزوجل را حبیب و اویس قرنی را نیز به مقتضای سعادت فطرت از مهر آن حضرت نصیب بود. غیرت عشق ازلی اساس افکند که مادر اویس را فرط مهری که با فرزند پدید آمده بود، چندان رخصت نمی داد که آن جرعه گمار خمخانه صفا، و شیر مست پیمانه والا در محفل منیر مشاکل حضرت جامی و از دولت تقبیل بزم شهود بزم آرای بساط قاب قوسین اوادنی کامی گیرد.
بعد از زمانی دیرباز که به رخصت مادر، انجمن وصال را حلقه بر در زد، به علت عدم حضور آن جناب از فیض وصال کامیاب نماید. بنابر پاس میثاق مرحله شمار صوت آیات گردیده تا قیامت حسرت دیدارش در دل و خار خارسوقش در خاطر مهر مایل ماند:
غیرتم با تو چنان است که گر دست دهد
نگذارم که در آئی به خیال دگران
اگر چه من بنده را سعادت ذات اویس نیست، ولی چون در مقام ارادت سرکار نسبت به همگنان اویس ثانیم، و سرکار نیز در جست چنان دوست احمد ثانی، غیرت ملزومات نفرین از سر گرفت که به مرور از شاخ و صالم گل ناکامی دمیدن گرفت و ربیع نشاط را نوبت خزان رسیدن نمی دانم به خاطر شریف هست که چندی پیش شکایت از گرفتاری کردم و از نفس نفیس و انفاس فیض اساس استعداد رستگاری جواب آمد که سالکان را خضر راهی باید و روندگان طریق محتسب را قایدی آگاه. بلی از احرام کعبه و باطن فیض بواطن آن قافله سالار کعبه مراد خارمغیلان تعلیقات را در پای شسته احرام کعبه تجرید بستم، درینجا که عدم همراهی رفیقان سفر دیده امید باز از قفا ماند و نوسفر شهر بند یکه و تنها. باری کنون که مخلص را قابلیت همراهی نبود، از دعا فراموش نکنید.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده از احساسات عمیق خود در مورد عشق و وصال صحبت میکند. او به اهمیت وجود و حسرتهای روحانی اشاره میکند و با ذکر داستان اویس قرنی، به تلاش برای رسیدن به دوست حقیقی اشاره دارد. احساس افسردگی و ناکامی او در جستجوی حقیقت و بخشش الهی مشخص است. او همچنین از عدم همراهی در سفر معنوی و ضرورت حمایت و دعا برای یکدیگر در این مسیر سخن میگوید و به دنبال نجات و رستگاری است. این نوشته حاکی از تضاد میان عشق الهی و موانع دنیوی است که انسانها با آن مواجهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که روح افسرده و نیمهجان من از دایره شهود دور و در محضر خداوندی رها شد، مانند ماهیای که از آب بینصیب است و انسانی که از زندگی بیبهره، حالتی غمانگیز به خود گرفت. در عرفان داستانی وجود دارد که وقتی هدایتکننده راهها، یعنی پیامبر خاتم، نور بینش را به همراه آورد و دلیل نهایی آفرینش شد، او نیز بهعنوان شفیع در پیشگاه خداوند و محبوب و دوستداشتنی انسانها، مورد محبت قرار گرفت. اویس قرنی نیز بهواسطه فطرت سعادتمندش از محبت آن حضرت بهرهمند شد. عشق ازلی بهقدری قوی بود که مادر اویس را به خاطر محبت بیپایانی که نسبت به فرزندش داشت، اجازه نمیداد از جام عشق و سرور الهی تیرگیها و مشکلات را تجربه کند و از برکات حضور خداوند بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: مدتی پیش، با اجازهی مادر، به دیدن انجمن وصال رفتم، اما به دلیل عدم حضور او نتوانستم از این دیدار بهرهمند شوم. بنابراین، به یاد آن پیمان، تا قیامت حسرت دیدارش در دل و خاطرهاش در ذهنم باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: غیرتم اجازه نمیدهد که به هیچ بهانهای تو را برای دیگران بگذارم و خیال تو را از خودم دور کنم.
هوش مصنوعی: اگرچه من به مقام و ارزش اویس دسترسی ندارم، اما چون در عشق و ارادت نسبت به اویس ثانی خودم را میبینم و شما هم به دنبال دوستی شبیه به احمد ثانی هستید، از شدت محبت و غیرت، نگران شدم که آیا خوشبختی دور از من است یا نه. مدتی پیش از مشکلاتی که داشتم شکایت کردم و از راهنماییهای الهی پاسخی دریافت کردم که سالکان باید از خضر راه بهره ببرند و ترکیبکنندگان باید آداب را بدانند. بله، از آداب و احکام کعبه هم به حدی عمل کردم که به راحتی اهتمام خود را در این سفر عمیق بگذارم. اکنون که نتوانستم همراهی داشته باشم، میخواهم که شما مرا در دعاهایتان فراموش نکنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.