خداوندگارا پس از اصغای مژده ورود موکب شهریاری به دارالامان، چون گمان التزام و همراهی سرکار خداوند می رفت، میل و اراده این فدوی مملوک آن بود در خدمت صاحب خود که یکی از بندگان سرکار خداوند است شرفیاب بزم رفیع و خدمت منیع آیم و حرمان عهد ملازمت را روزی دو از التزام حضرت فیض بسطت جبران نمایم. چندانکه دو اسبه در تحصیل استری تاختم، دستم بیال شریک مراد نرسید. امکان پیاده پوئی نیز نداشتم. لاجرم زحمت افزای خاطر مسعود و تصدیع بخشای محفل محمود نگردیدم.
به ولایت امیرالمومنین(ع) و راقد آن مرقد پاک که شوقم به ادراک خدمت خداوند، ذوق ابوعبیده ثانی به شراب است و میل برهنگان قوس به شارقه آفتاب،چون بختم سیاه است، در موارد مرادم روی زردی باید کشید. مجاری احوالم از قراری است که تقریرات شفاهی صاحب مکرم میرزا عبدالوهاب اگر جویا شوید ترجمانی خواهد بود. چنانچه رحمت خداوندگاری از صدور یک طغرا تعلیقه ام سرافراز دارند محضر افتخاری به دست خواهد افتاد. اینقدر بدانید که با آن اهتمامات و توسلات کسی متعلقان سمنان را مرخص نکرد جز اینکه سود خدمت یکساله سرکار نواب مستطاب والازیان شد طرفی نبستم مصرع: افتادم و مصلحت چنین بود، تا دیگر به ریسمان صفا و حبل ارادت نفس خود پرست در چاه نروم، زیاده چه عرض شود.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: نویسنده در این متن از احساسات و میل خود به خدمتگزاری به خداوند و نزدیکی به شخصیتهای برجسته سخن میگوید. او با اشاره به موانعی که در راه خدمت به خداوند و ورود به بزم او وجود دارد، از مشکلاتی که در مسیر خود تجربه کرده، صحبت میکند. وی همچنین به شوق و ارادت خود به امامان و شخصیتهای مذهبی اشاره کرده و از تلاشهایش برای خدمت به آنان و جبران عهد وفاداری یاد میکند. در نهایت، نویسنده بیان میکند که به دلیل شرایط خاص نتوانسته به هدف خود برسد و به نوعی از ناامیدی و چالشهایی که در این مسیر داشته، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: پروردگارا، پس از شنیدن خبر ورود کاروان سلطنتی به محل امن، با توجه به اینکه امید همراهی شما را داشتم، خواستم که به خدمت شما بیایم، زیرا شما یکی از بندگان خدا هستید. آرزو داشتم که در بزم با عظمت شما حضور یابم و کمبود زمان خدمتگزاری را با آمدن روزانه به حضور شما جبران کنم. اما با اینکه با تمام کوشش در پی به دست آوردن وسیلهای برای رفتن بودم، نتوانستم به هدفم برسم و نمیتوانستم پیاده هم بیایم. بنابراین، نخواستم که زحمتی بر روی شما تحمیل کنم و نمیخواهم باعث مزاحمت مجلس شما شوم.
هوش مصنوعی: به سرزمین امیرالمومنین(ع) و آرامگاه پاک او که عشق من به خدمت به خداوند، همچون عشق ابوعبیده ثانی به شراب است و اشتیاق برهنگان قوس به تابش آفتاب. چون بخت من تیره است، باید در مواردی که به آنچه میخواهم برسد، روی به زردی بکشم. اوضاع من به گونهای است که اگر از بیانهای شفاهی استاد محترم میرزا عبدالوهاب بپرسید، میتواند ترجمهای ارائه دهد. چنانچه رحمت خداوند شامل حال من شود و اجازهای برای نگارش بیاید، افتخاری برای من خواهد بود. بد نیست بدانید که با تمام تلاشها و دعاها، هیچکس از اهالی سمنان را آزاد نکرد جز اینکه منفعت خدمت به نواب والامقام نصیبم شد. به همین خاطر، دیگر نمیخواهم به ریسمان دوستی و ارادت خود پرداختم و داخل چالهای شوم. دیگر چه بگویم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.