از تو دورم و ای من این زندگی
نیست الا مایه شرمندگی
قربانت شوم، تا حال دو مرتبه قرب اندیش گشته، نقصان سعادت بخت و فقدان حضور اشرف مایه محرومی شد، فرد:
هر شب و روزی که بی تو می رود از عمر
هر نفسی میرود هزار غرامت
باری میل امثال ما به ملاقات والا همان قصه تشنه به فرات است و حکایت اسکندر به آب حیات، اینک منتظر اشارتیم، اگر مجالی هست دولت دستبوس حاصل و الا رفع زحمت کرده سر خویش گیریم. باقی فدایت.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از دوری معشوق خود رنج میبرد و زندگیاش را شرمآور میداند. او به محبت و قربانی کردن برای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که فقدان او باعث محرومیت و نقصان سعادتش شده است. هر روز و هر لحظهای که بدون معشوق میگذرد، برای او غرامتی بزرگ است. او تشنگی و longing خود را به ملاقات معشوق تشبیه میکند و منتظر نشانهای از اوست. در نهایت، اگر فرصتی نباشد، از زحمت معشوق خود را کنار میکشد و اظهار عشق و ارادت میکند.
هوش مصنوعی: من از تو دور هستم و این زندگی برای من جز احساس شرمندگی چیزی ندارد.
هوش مصنوعی: عزیزم، تا به حال دو بار به فکر شما افتادم و متوجه شدم که کمبود شانس و عدم حضور شما باعث شده از نعمتها محروم شوم.
هوش مصنوعی: هر روز و شبی که بدون تو میگذرد، از عمرم کاسته میشود و هر لحظهای که دور هستی، بهای سنگینی دارد.
هوش مصنوعی: میل و علاقه افرادی مثل ما به دیدار بزرگانی که در سر داریم، مانند داستان تشنهای است که به دنبال آب فرات میگردد یا همانند اسکندر که به دنبال آب حیات است. اکنون منتظریم تا ببینیم آیا فرصتی برای این دیدار هست یا نه. اگر چنین فرصتی وجود نداشته باشد، ما خود را کنار میکشیم و زحمتی ایجاد نمیکنیم. با احترام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.