گنجور

 
یغمای جندقی
 

جناب قبله حاجات و کعبه مناجات را که به فر سیادت و فضل کفایت محمود دولت و دین است و مرجع سبحه و نگین زحمت میدهم؛ دیری است حامل ذریعت را به نوید جود و مژده سودی مستظهر و امیدوار فرموده اند و همچنان حاجت ناروا و فرض عنایت بطی... است . ترا به حق آن نعمت های خاص که از سماط غیب و بساط لاریب جز تو به احدی اختصاص ندارد، دفع الوقت بر کران نه و بیش از این مقروض غریبی را که با صد هزار دردش طبیبی نیست دل نگران مدار. مزدمخواه، بهمان اجر اخروی قناعت کن، فرد:

شکرانه بازوی توانا

از کشتن این شکار بگذر

من هم توقع یک شب جمعه ضیافت دارم، اگر این موهبت را اضافت بر مهربانی های سالیانه فرمایند، از کرم هاشمی و نعم علوی دور نخواهد بود، فرد:

مرد تماشای باغ حسن تو سعدی است

دست فرو ماندگان برند به یغما