پس از بدرود ری و آهنگ کرمان تاکنون که کمابیش ماهی دو افزون گذشته گزارش کار خجسته روزگارت بند گزندی از دل مهر پیوند نگشوده و نوید به افتادکار و تندرستی که سرآمد آرزوهاست رنگ تیره روزی و اندوه از آئینه جان مستمند نزدوده. ندانم در راه از خورد و خواب و درنگ و شتاب بر سر کار و همراهان چه گذشت، و پس از رسیدخانه خردمند و دیوانه و آشنا و بیگانه راه و رفتار و گفت و گزار بر چه روش و کدام منش پیمودند، اگر چه رستگی ها و گسستگی های تو این این چیزها را بسته هست و بود و خسته کاست و فزود نیست، و در پیش آمد زشت و زیبا جز با خواست خدائی که همه اوست و با اوست، گفت و شنود نه، ویرانی و آبادی یک سنگ است و گرفتاری و آزادی یک رنگ بیچاره یغما را که فرو شکیب و بردباری نداده، و از بند اندیشه و پندار راه و رهایی و رستگاری نگشاده. کی و کجا دل از چشم داشت کام گیرد و چگونه و چون بی نامه و پیام آرام پذیرد تا سرگذشت خود را نگارش آرند، یاره نوردان گزارش کنند. جانم همخوابه لب و روزم همسایه شب خواهد شد، ناچار پژوهش و دریافت را نامه در مشت و خامه در انگشت کرده، رنج افزای فرخنده روان می گردم که از گوشه و کنار نگارنده راست گزار و گزارنده درست نگار به چنگ آورده درستی و شکست آنچه هست نگارندگی کن و جان خسته روان را که در راه جستجو گوش وهوش بر این گفتگو است رامش زندگی بخش. امیدوارم رهی را از نوید فرهی آگهی دهی و روز اندوه یاران را بی آنکه دلنگرانی دراز افتد، هنجار کوتهی بخشی بدست باش که کاری به جای خویشتن است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پس از خداحافظی با ری و سفر به کرمان، نویسنده از تجربیات و چالشهای زندگی خود در این مدت مینویسد. او درباره شادی و غمها، امیدها و آرزوهایش، و همچنین شناختن راه و رفتار انسانها صحبت میکند. نویسنده با اشاره به مشکلات روزمره و درگیریهای فکری، از تلاش برای رهایی از افکار منفی و کشف حقیقتهای زندگی و نوشتن سرگذشت خود یاد میکند. او امیدوار است که از میان تمام این تجربیات، پیامی از روشنایی و امید دریافت کند و بتواند به دیگران نیز کمک کند تا از غم و اندوه رها شوند. در نهایت، او تأکید میکند که هر کسی باید کار خود را به درستی انجام دهد و به خود متکی باشد.
هوش مصنوعی: پس از وداع با ری و حرکت به سمت کرمان، اکنون که بیش از دو ماه گذشته، گزارشی از کارهایی که انجام دادهام و روزهای خوشم به دست نیامده و همچنان امیدوار به روزهای خوب و سلامتی هستم. رنگ غم و اندوه از دل پاکم نرفته است. نمیدانم در این مدت چه بر سر روزها و شبهایم آمده، و پس از رسیدن به خانه میان دوستان و آشنایان، چه گفتوگوهایی رخ داده است. اگرچه مشکلات و پیروزیها بر این امر تأثیر دارد، ولی به یاد نیاوردم که در زمینههای مختلف مشکل یا موفقیتی به وجود آمده باشد. در نهایت، سرنوشت ما در دست خداوند است و تنها اوست که از ویرانی و آبادانی و آزادی و گرفتاریم آگاه است. چگونه دل میتواند آرام گیرد بیآنکه پیامی داشته باشد و سرگذشت خود را بنگارد؟ من باید تلاش کنم تا داستان خود را بنویسم و گزارشی دقیق ارائه دهم. این تلاش امیدی است برای زندگی بهتر و فرار از غم و اندوه. امیدوارم بتوانم از خبرهای خوب و خوشحالی برای دوستانم بگویم و دائماً راهی برای کاستن از نگرانیهایم پیدا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.