گنجور

آمار شعرها

 

رهی معیری » رباعیها » تمنای عاشق

 

آن را که جفاجوست نمی‌باید خواست

سنگین دل و بدخوست نمی‌باید خواست

ما را ز تو غیر از تو تمنایی نیست

از دوست به جز دوست نمی‌باید خواست


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » بی خبری

 

مستان خرابات ز خود بی خبرند

جمعند و ز بوی گل پراکنده ترند

ای زاهد خودپرست باما منشین

مستان دگرند و خودپرستان دگرند


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » آشیان سوز

 

ای جلوهٔ برق آشیان سوز تو را

ای روشنی شمع شب‌افروز تو را

زآن روز که دیدمت شبی خوابم نیست

ای کاش ندیده بودم آن روز تو را


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » آیینه صبح

 

داریم دلی صاف تراز سینه صبح

در پاکی و روشنی چو آیینه صبح

پیکار حسود با من امروزی نیست

خفاش بود دشمن دیرینه صبح


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » نوشین لب

 

گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست

مهتاب به جلوه چون بنا گوش تو نیست

پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست

آتشکده را گرمی آغوش تو نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » افسونگر

 

یا عافیت از چشم فسونسازم ده

یا آن که زبان شکوه پردازم ده

یا درد و غمی که داده‌ای بازش گیر

یا جان و دلی که برده‌ای بازم ده


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » لعل ناب

 

خم گشت به لعلگون شراب آبستن

پیمانه بآتشین گلاب آبستن

ابری است صراحی که بود گوهربار

ماهی است قدح بآفتاب آبستن


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » دیار شب

 

جانم به فغان چو مرغ شب می آید

وز داغ تو با ناله به لب می آید

آه دل ما از آن غبار آلود است

کاین قافله ازدیار شب می آید


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » خانه به دوش

 

چون ماه نو از حلقه به گوشان توایم

چون رود خروشنده خروشان تو ایم

چون ابر بهاریم پراکنده تو

چون زلف تو از خانه به دوشان تو ایم


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » ناله بی اثر

 

ای ناله چه شد در دل او تاثیرت

کامشب نبود یک سر مو تاثیرت

با غیر گذشت و سوخت جانم از رشک

ای آه دل شکسته کو تاثیرت؟


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » مردم چشم

 

بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم

بنشست ز دوریت به خون مردم چشم

افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک

در چشم منی عزیز چون مردم چشم


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » شباهنگ

 

از آتش دل شمع طرب را مانم

وز شعله آه سوز تب را مانم

دور ازلب خندان تو ای صبح امید

از ناله زار مرغ شب را مانم


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » جدایی

 

ای بی خبر از محنت روز افزونم

دانم که ندانی از جدایی چونم

باز آی که سرگشته تر ازفرهادم

دریاب که دیوانه تراز مجنونم


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » اندوه مادر

 

آسودگی از محن ندارد مادر

آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش

ورنه غم خویشتن ندارد مادر


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » سوختگان

 

هر لاله آتشین دل سوخته‌ای است

هر شعله برق جان افروخته‌ای است

نرگس که ز بار غم سر افکنده به زیر

بیننده چشم از جهان دوخته‌ای است


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » بیدادگری

 

از ظلم حذر کن اگرت باید ملک

در سایهٔ معدلت بیاساید ملک

با کفر توان ملک نگه داشت ولی

با ظلم و ستمگری نمی‌پاید ملک


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » مسعود

 

مسعود که یافت عز و جاه از لاهور

تابید چو نور صبحگاه از لاهور

سالار سخنوران بتازی و دری است

خواه از همدان باشد و خواه از لاهور


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » آرزو

 

کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد

وین روز مفارقت به شب می‌آمد

آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست

ای کاش که جان ما به لب می‌آمد


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری
 

رهی معیری » رباعیها » در ماتم صبحی

 

دردا که بهار عیش ما آخر شد

دوران گل از باد فنا آخر شد

شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما

افسانه افسانه سرا آخر شد


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری