گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶

 

ای شب شادی همیشه بادی شاداعمرت به درازی قیامت بادا
در یاد من آتشی از صورت دوستای غصه اگر تو زهره داری یادا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

این آتش عشق می‌پزاند ما راهر شب به خرابات کشاند ما را
با اهل خرابات نشاند ما راتا غیر خرابات نداند ما را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

این روزه چو غربال به بیزد جان راپیدا آرد قراضهٔ پنهان را
جانی که کند خیره مه تابان رابی‌پرده شود نور دهد کیوان را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹

 

ای آنکه گرفت شربت از مشرب مامستی گردد که روز بیند شب ما
ای آنکه گریخت از در مذهب ماگوشش بکشد فراق تا ملهب ما


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

با عشق روان شد از عدم مرکب ماروشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان می که حرام نیست در مذهب ماتا صبح عدم خشک نیابی لب ما


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱

 

بر رهگذر بلا نهادم دل راخاص از پی تو پای گشادم دل را
از باد مرا بوی تو آمد امروزشکرانهٔ آن به باد دادم دل را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲

 

پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرابردوخت مرقع از رگ و پوست مرا
تن خرقه و اندر او دل ما صوفیعالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳

 

بیگاه شده است لیک مر سیران راسیری نبود به جز که ادبیران را
چه روز و چه شب چه صبح دلیران راچه گرگ و چه میش و بره مر شیران را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴

 

تا از تو جدا شده است آغوش مرااز گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه‌ایاز بهر خدا مکن فراموش مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵

 

تا با تو بوم نخسبم از یاریهاتا بی‌تو بوم نخسبم از زاریها
سبحان‌الله که هردو شب بیدارمتوفرق نگر میان بیداریها


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶

 

تا چند از این غرور بسیار تراتا کی ز خیال هر نمودار ترا
سبحان‌الله که از تو کاری عجب استتو هیچ نه و این همه پندار ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷

 

تا عشق ترا است این شکرخائیهاهر روز تو گوش دار صفرائیها
کارت همه شب شراب پیمائیهامکر و دغل و خصومت افزائیها


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸

 

تا کی باشی ز دور نظارهٔ ماما چاره‌گریم و عشق بیچاره ما
جان کیست کمینه طفل گهوارهٔ مادل کیست یکی غریب آوارهٔ ما


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹

 

تا نقش خیال دوست با ماست دلاما را هم عمر خود تماشاست دلا
وانجا که مراد دل برآرید ای دلیک خار به از هزار خرماست دلا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰

 

جانا به هلاک بنده مستیز و بیارنگی که تو دانی تو برآمیز و بیا
ای مکر در آموخته هرجائی رایک مکر برای من درانگیز و بیا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱

 

جز عشق نبود هیچ دمساز مرانی اول و نی آخهر و آغاز مرا
جان میدهد از درونه آواز مراکی کاهل راه عشق درباز مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

چو نزود نبشته بود حق فرقت مااز بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما
گر بد بودیم رستی از زحمت ماور نیک بدیم یاد کن صحبت ما


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳

 

خود را به خیل درافکنم مست آنجاتا بنگرم آن جان جهان هست آنجا
یا پای رساندم به مقصود و مرادیا سر بدهم همچو دل از دست آنجا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴

 

در جای تو جا نیست به جز آن جان رادر کوه تو کانیست بجو آن کان را
صوفی رونده گر توانی می‌جویبیرون تو مجو ز خود بجو تو آن را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵

 

در چشم ببین دو چشم آن مفتون رانیک بشنو تو نکتهٔ بیچون را
هر خون که نخورده‌ست آن نرگس اواز دیدهٔ من روان ببین آن خون را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶

 

در سر دارم ز می پریشانیهابا قند لب تو شکرافشانیها
ای ساقی پنهان چو پیاپی کردیرسوا شود این دم همه پنهنیها


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷

 

دستان کسی دست زنان کرد مرابی‌حشمت و بی‌عقل روان کرد مرا
حاصل دل او دل مرا گردانیدهر شکل که خواست آنچنان کرد مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸

 

دل گفت به جان کای خلف هر دو سرازین کار که چشم داری از کار و کیا
برخیز که تا پیشترک ما برویمزان پیش که قاصدی بیاید که بیا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹

 

دود دل ما نشان سوداست دلاو اندود که از دل است پیداست دلا
هر موج که میزند دل از خون ای دلآن دل نبود مگر که دریاست دلا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

دیدم در خواب ساقی زیبا رابر دست گرفته ساغر صهبا را
گفتم به خیالش که غلام اوئیشاید که به جای خواجه باشی ما را


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی