گنجور

آمار شعرها

 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - آن راست‌گو خروس مجرب

 

شد مشک شب چو عنبر اشهب

شد در شبه عقیق مرکب

زان بیم کافتاب زند تیغ

لرزان شده به گردون کوکب

ما را به صبح مژده همی داد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - گویی مرا زبان و دهن نیست

 

امروز هیچ خلق چو من نیست

جز رنج ازین نحیف بدن نیست

لرزان تر و ضعیف‌تر از من

در باغ، شاخ و برگ و سمن نیست

انگشتری است پشتم گویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ ۳۴

 

بدرود گفت فر جوانی

سستی گرفت چیره‌زبانی

شد نرم همچو شاخهٔ سوسن

آن کلک همچو تیغ یمانی

شد خاکسار دست حوادث

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار