گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۰

 

چون خود اگر عشوه گری داشتی
از دل زارم، خبری داشتی
پا به سر من ننهادی به ناز
گر ز من افتاده تری داشتی
مفت نرفتی زکفم زلف تو
گر شب بختم سحری داشتی
عمر به هجرت گذراندم، تمام
کاش به خاکم گذری داشتی
زخمی مژگان تو می شد، چو ما
گر دل زاهد، جگری داشتی
به شدی از لعل مسیحای تو
دردم اگر چاره گری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۱ - مثنوی مطمح الانظار

 

ای دل افسرده خروشت کجاست؟
خامشی از زمزمه، جوشت کجاست؟
ملک سخن زیر لوای تو بود
رامش دلها ز نوای تو بود
طنطنهٔ پرده گشاییت کو؟
دبدبهٔ نغمه سراییت کو؟
زمزمهٔ سینه خراشت چه شد؟
ناله ی الماس تراشت چه شد؟
طرز نوایت زده از تازگی
مقرعه، بر کوس خوش آوازگی
زیر نگین، ملک سخن داشتی
معجز هاروت شکن داشتی
شور قیامت ز نیت می دمید
فیض طرب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۲ - فی التوحید

 

ای رقمت سلسله بند وجود
در خط فرمان تو اقلیم جود
راتبه خوار قلمت، مغز جان
مغزپذیر کرمت استخوان
نقطه ای از خامهٔ تو کاینات
رشحه ای از چشمهٔ فیضت حیات
پرده گشای نفس راستان
مرسله بندِ گهرِ داستان
نغمه طراز چمن جان و دل
جرعه دِهِ انجمن آب و گل
مصطبه آرای صبوحی کشان
مشغله افزای غم مهوشان
غازه کش چهرهٔ تابنده حور
مایه دِهِ چشمهٔ پاینده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۳ - فی النعت

 

ای گهرافروز وجود از نخست
از تو کتاب الله معنی درست
خاتم این نادره وش محضری
فاتحه و خاتمهٔ دفتری
نور ازل طلعت غرای توست
طور، شبستانی حرای توست
جودی، اگر مرحله پیما شود
خاک رَهِ وادی بطحا شود
زندگی آموز مسیحا دمت
چشمهٔ حیوان نمی از زمزمت
غایت ایجادی و مقصود کل
اصل وجود همه خار و تو گل
مخزن علمیّ و کمال عمل
مشرق نوری و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۴ - فی المنقبه

 

شاهسوار صف هیجا علی
واقف اسرار خفیّ و جلی
آیتی از منقبتش هل اتی
رایتی از مکرمتش لافتی
نفس نبی، باب شبیر و شبر
ناصر دین، سرور عالی گهر
قافله سالار همه رهروان
داغکش ناصیهٔ خسروان
والی ملک و ملکوت از ازل
برتر از اندیشهٔ خَلقش، محل
جادهٔ حق، مسلک و منهاج او
دوش نبی، پایهٔ معراج او
صدرنشین، صفحهٔ ایجاد را
عرش گزین، علم خدا داد را
ساقی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۵ - گشایش نامهٔ عرفان دبیر به دستان سنجی خامهٔ بلند صفیر

 

خامه شبی صفحه طرازی گرفت
جوهر اندیشه گدازی گرفت
مشک رقم شد ز دم عنبرین
نافه گشا گشت، چو آهوی چین
پیشهٔ عطّار وشی کرد ساز
طبله به شکّرشکنی کرد باز
یاسمن افشاند به نسرین طبق
سنبلِ تر سود به سیمین ورق
زخمه به تار نفس، افشرد دست
نغمه برآمد ز شکر خواب مست
غلغله ای از دل پرجوش خاست
ولولهای از لب خاموش خاست
گرم شد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » مطمح الانظار » بخش ۶ - دمیدن صبح تجلّی از افق هویّت ذات بر تنویر ظلمتکدهٔ انیّت جهان

 

فیض نخستین که فروغ وجود
برقع رخسار تجلّی گشود
از اثر پرتو آن نور غیب
جلوه ابداع برآمد ز جیب
عکس ازل، آینه سازی گرفت
نقش دویی، جلوه طرازی گرفت
صورت زببای خرد شد پدید
حفظ احد، فاتحه بر وی دمید
راهنما شد به نزولی سُبُل
بر اثرش قافلهٔ جزء و کل
گرم تکاپوی وصول مراد
ذره و خور، رخت به صحرا نهاد
پای ز کاهل قدمی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی