گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۲۳

 

فخر سادات رفیع الدرجاتحضرت میر محمد صادق
آن ز عباد به تقوی در پیشآن ز اعلام به دانش سابق
از اکارم به مکارم برتربر افاضل به فضایل فائق
جامهٔ علم و عمل کاو را بوددل دانا و زبان صادق
رخت از دنیی فانی بربستبه ملاقات الهی شایق
رو سوی عالم باقی آوردبه عنایات الهی واثق
بود مشتاق جمال ازلیبیشتر زان که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۳۸

 

خان جم کوکبه عبدالرزاقکه کند دیدن او جان تازه
آن که رخسار و جمالش دایمهست چون گل به گلستان تازه
آن که ز ابر کرمش کشت امیدهست چون سبزه ز باران تازه
آن که با جود کفش هر روزهعهد نو سازد و پیمان تازه
شهر کاشان را از همت اوشد پس از زلزله بنیان تازه
گشت از مسجد و بازار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۳۹

 

حیف از فاطمه آن نخل جوانکه خم از باد اجل شد ناگاه
حیف از آن گوهر ارزنده که بوددر جهان خیل نکویان را شاه
حیف از آن شمع فروزنده که بودپرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه
بود از پاکی طینت تا بودعفتش همدم و عصمت همراه
بود ذیل وی از آلایش دورپاک دامان وی از لوث گناه
روز و شب تا به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی