چند سالی نشست و باز ز عشق
رفت با جمع خلق سوی دمشق
باز از نو فکند صد غوغا
جمله گفته زهی عجب سودا
مدتی کرد شور های عجب
گفته خلقان که چیست این یارب
ما چنین عشق و شور نشنیدیم
نی چنین شوق در کسی دیدیم
ماهها در دمشق ساکن شد
عاشقی کی ز عشق ساکن شد
روز و شب یکدمش قرار نبود
بی قدح خمر عشق می پیمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و شور و حال عاشقانه سخن میگوید. او سالها در دمشق مینشیند و با جمع خلق میگردد، درحالیکه صدای غوغا به راه میاندازد. مردم از عشق و شوری که او دارد شگفتزده میشوند و میگویند که هیچگاه چنین حالتی را ندیدهاند. او ماهها در دمشق میماند، در حالی که نشانهای از آرامش ندارد و همیشه مشغول نوشیدن عشق است.
هوش مصنوعی: سالها در کنار دیگران بود و دوباره از عشق دور شد و به سمت دمشق رفت.
هوش مصنوعی: دوباره شور و هیجانی به پا شده است و همه در حال صحبت کردن درباره یک موضوع جالب و شگفتانگیز هستند.
هوش مصنوعی: مدتی مردم در مورد موضوعی عجیب و غیرعادی صحبت میکردند و میپرسیدند که این چه چیزی است ای خدا.
هوش مصنوعی: ما هرگز عشقی به این شدت و شادی را نشنیدهایم و همچنین شوری به این اندازه در دل کسی ندیدهایم.
هوش مصنوعی: عاشقانی که در دمشق به سر میبرند، نمیتوانند از عشق فاصله بگیرند و در واقع، عشق همیشه در وجودشان جریان دارد.
هوش مصنوعی: در طول شبانهروز، هیچگاه آرامش نداشت و همواره در حال نوشیدن شراب عشق بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.