بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
کرد رحلت ز تن کریم الدین
آن نکو سیرت و ولی گزین
آنکه چون او نبود شاه کریم
در جهان بود همچو در یتیم
گشت بعد از حسام دین رهبر
مدت هفت سال آن سرور
داد باهر که خواست ملک و عطا
کرد مانند خویشتن بینا
هرچه خود دید هم بوی بنمود
گفت با او زحق هر آنچه شنود
شرح این را جو ز راه سخن
کوش سر آر بهر علم لدن
حاصل این است کاو ز عالم خاک
رفت و گشت از غبارانده پاک
چونکه بودش طریق مقصد صدق
منزلش گشت باز مقعد صدق
گرچه از رحلتش فغان کردیم
اشگ از چشمها روان کردیم
دست بر سر زدیم و سینه زغم
همه گشتیم خسته زان ماتم
چه توان کرد چون قضای خدا
ناگه آمد ز بخت ما بر ما
همه را توبه می بباید کرد
تا که درمان شود سراسر درد
لیک از حق امید را نبریم
گرچه بی او چو مرغ بسته پریم
هم کسی هست کو پ ر ما را
بگشاید ز لطف خود یارا
گرچه رفتند از جهان مردان
نیست ز ایشان جهان تهی میدان
تا بود آفتاب و چرخ کبود
هست حق را خلیفه ای موجود
زانکه خلاق را ز خلق جهان
بود مقصود هستی ایشان
بهر ایشان شد آفتاب و فلک
آسمان و زمین و دیو و ملک
ور مراد حق از جهان ایشان
نبدی نی جهان شدی نی جان
گفت با مصطفی توئی مقصود
ز آسمان و زمین و کل وجود
گفت لولاک ای خلاصۀ جان
ما خلقت السماء و المیزان
هیچ من نافریدمی فلکی
هم نبودی بر آسمان ملکی
بهر تو ساختم یقین میدان
بد و نیکی که هست در دو جهان
ورنه خورشید و ماه و چرخ برین
کی شدی هست بهر کرم زمین
هر کرا نیست در درون ایمان
تو ورا کرم و مار و کژدم دان
همچو کرمند جمله زاده ز خاک
هم درین خاکشان کنند هلاک
از خور و خواب زنده اند همه
نفس را یارو بنده اند همه
قایم از چهار عنصراند چو خر
نیستشان از جهان روح خبر
زندگیشان ز روح حیوانی است
نی ز روحی که وحی ربانی است
اینچنین زندگی بود فانی
زنده شو از خدا که تا مانی
تو در این دهر زنده از نانی
لاجرم بیخبر چو حیوانی
روح تو بود در جهان الست
پیش از این جسم و خواب و خور سرمست
هم همان را بجو از این بگذر
تا بیابی امان ز رنج و خطر
وطن جان چو بود آن دریا
باز آنرا بجوی ای جویا
این شش و پنج و چار را بگذار
سوی بیسوز جان و دل رو آر
جانب تن مرو اگر جانی
تن پرست است مجرم و جانی
زود جان را ز تن بجانان بر
تا دهد باغ جان هزاران بر
تن چو دام است اگر در او مانی
گرچه باقی بدی شوی فانی
قطره در خاک اگرچه از دریاست
دشمنش تاب آفتاب و هواست
گر سوی بحر باز می نرود
زود از باد و خاک نیست شود
هله ای قطره تو ز نادانی
این عدو را چرا ولی خوانی
آن تنی را که رهزن است و عدو
قاصد جان تست دایم او
بروی از مهرو عشق لرزانی
دشمنت اوست خود نمیدانی
داد بر باد جلمه عمر ترا
کندت عاقبت فنا و هبا
میکند فربهت کنون بعلف
تا کند آخرت بتیغ تلف
پیش از آن کت کشد گریز از او
برهان خویش را ز تیغ عدو
چرب و شیرین مده دگر تن را
چند باشی مطیع رهزن را
تن مپرور که هست قربانی
دل بپرور که اوست ربانی
چرب و شیرین دل ز نور بود
زان سبب معدن سرور بود
می حق نور و ساغرش حکمت
هرکرا گشت در خورش حکمت
دائماً در حصول آن نور است
همچو موسی همیشه بر طور است
حاصل این است کان شهان را جوی
در طلبشان بجان و دل میپوی
دامن اولیا اگر گیری
دان که در لامکان جهانگیری
چون جهان هست بهر ایشان شد
نسلشان را مگو که پنهان شد
نسل موش ووحوش چون برجاست
نفی آن نسل را مکن که خطاست
نسل گل چون همیشه بود و بود
نسل دل از چه رو بریده شود
این گمان کژ است و فاسد و بد
اینچنین فکر را بران از خود
آنچه فرع است چون بود موجود
اینکه اصل است کی شود مفقود
تا که افلاک و چرخ گردان اند
دان که حق را گزیده مردان اند
دایماً باش طالب ایشان
جان فدا کن برا ه درویشان
هرکه جوینده است یابنده است
شاه دانش اگرچه چون بنده است
بنده در صورت و بمعنی شاه
بتن ابرو بجان منیر چو ماه
ماه و خور کیست تا بدو ماند
قطرۀ آب چون بجو ماند
قطرۀ روح کاندر این تن ماست
مثل روغن است اندر ماست
نیست روغن ز طعم آن پیدا
مگر از ماستش کنند جدا
وانگه آن قطره گشته درداز خاک
چون کلوخی کز آب شد نمناک
آنچنان قطره را مخوانش آب
کز چنین آب خوشتر است سراب
همچنین نقره نیز اندر کان
در دل خاک گشته است نهان
تا نجوشد درون کورۀ نار
کی شود صافی و تمام عیار
جوهری کان بمانده در کان است
بی ز آتش بخاک یکسان است
گر نیابی تو نقد خود اینجا
بسته مانی میان خوف و رجا
نتوان حکم کردن ای برنا
که چسانی تو کور یا بینا
یا سپیدی و یا چو قیر سیاه
یا چو ابری و یا منیر چو ماه
گذر از وعظ و پند خلق جهان
سر لولاک کن بشرح بیان
باز واگرد سوی آن تقریر
کو که لولاک چیست در تفسیر
سر لولاک این بود دریاب
چست بیدار شو ب ج ه از خواب
که وجود جهان برای نبی است
هر کرا هست آن بجای نبی است
سر لولاک اوست در دو جهان
زانکه از او میرسد بخلق عیان
هرکه زد دست اندر آن دامن
رست از مکر دیو و شور وفتن
عالم غیب را بچشم بدید
گشت بر وی جمال دوست پدید
مشرق و مغربش دگرگون شد
سیرش اندر جهان بیچون شد
بی قدم در قدم روان گشت او
در صف عاشقان دوان گشت او
بی دهان میخورد شراب آله
میکند بی دو چشم جسم نگاه
میکشد بی دو دست حوران را
سخت نزدیک کرد دوران را
اهل جنت همه در او حیران
کاین چه شاهی است وین چسان سیران
گرچه همچون بهشت نیست مقام
لیک بالاتر است جای کرام
مؤمنان گرچه در بهشت روند
سوی هر قصر شادکام دوند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی رحلت شخصیت بزرگی به نام کریم الدین است که او را ولی و پیشوای معنوی توصیف میکند. پس از او، حسام دین به رهبری میرسد و به مدت هفت سال به هدایت مردم میپردازد. نویسنده از درد و غم ناشی از فقدان این شخصیت سخن میگوید و همچنین از ضرورت توبه و امید به رحمت الهی. او بر این باور است که اگرچه افراد بزرگی از دنیا میروند، اما وجود خدا و نمایندگان او همچنان در این جهان باقی است.
متن به تأمل در حقیقت زندگی میپردازد و به مخاطب میآموزد که از تن پرستی دوری کند و به روح و جان خود توجه بیشتری داشته باشد. توجه به علم و معرفت، بهویژه در پیروی از اولیا و بزرگان، مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، این آثار به اهمیت وجود رسولان و بزرگان دین در زندگی انسانها اشاره دارد و خواننده را به جستجوی حقیقت و ارتباط با درون خود تشویق میکند.
هوش مصنوعی: کریم الدین که شخصیت نیکو و والایی داشت، از این دنیا رفت.
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان به اندازه او که پادشاهی مهربان و بزرگوار باشد، وجود ندارد؛ او مانند یک در برای یتیمان است که در زندگی آنها نور و امید آورده است.
هوش مصنوعی: بعد از حسام دین، آن رهبر به مدت هفت سال بر مردم فرمانروایی کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که خواست و توانست، سلطنت و بخشش را به دیگران داد، مانند خود او که بینا و آگاه بود.
هوش مصنوعی: هرچه خود دید، بوی آن را نشان داد و گفت با او از حق هر آنچه را که شنید.
هوش مصنوعی: به دنبال شرح و توضیح این موضوع باش و از طریق گفت و گو تلاش کن تا به دانش عمیق و اسرار نهفته دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: کسی که از دنیای مادی فاصله گرفت و خود را از آلودگیها پاک کرد، به نتیجهای ارزشمند دست پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که راه هدف راست به او نشان داده شد، جای واقعی و درست او نیز فراهم گردید.
هوش مصنوعی: هرچند به خاطر رفتن او ناراحت شدیم و اشکهایمان سرازیر شد، اما هنوز هم به یادش غمگین هستیم.
هوش مصنوعی: دست بر سر گذاشتیم و از شدت غم و اندوه، به سینهمان ضربه زدیم و به شدت خسته شدیم از این درد و ماتم.
هوش مصنوعی: هنگامی که تقدیر الهی به ناگاه به سراغ ما میآید، چه کار میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: برای درمان کامل دردها، همه باید توبه کنند و به اصلاح رفتار خود بپردازند.
هوش مصنوعی: اما از حق ناامید نمیشویم، هرچند بدون او مانند پرندهای در قفس پرواز میکنیم.
هوش مصنوعی: کسی وجود دارد که به خاطر لطف و محبتش، درهای بسته را برای ما باز کند.
هوش مصنوعی: با اینکه مردان بزرگ از این دنیا رفتهاند، اما باز هم جهان از وجود آنان خالی نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آفتاب و آسمان برپاست، همواره نمایندهای از حق وجود خواهد داشت.
هوش مصنوعی: خالق جهان هدفش از آفرینش انسانها، وجود و هستی آنهاست.
هوش مصنوعی: برای آنها، خورشید و آسمان و زمین و موجودات دیگر از دیو تا فرشته، همه به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: اگر خواستهی حق از وجود این افراد نبود، نه دنیا به وجود میآمد و نه جانها خلق میشدند.
هوش مصنوعی: او گفت: تو هدف و آرزوی آسمان و زمین و کل هستی هستی.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به معشوق خود اشاره میکند و میگوید که تو یقیناً علت وجودی و سرچشمه حیات ما هستی. خلقت آسمان و ترازوی جهان به خاطر وجود توست. به عبارتی، عشق و وجود تو همه چیز را معنا میبخشد و تمام آفرینش به نوعی به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: من به هیچکس و هیچ چیزی وابسته نیستم؛ حتی اگر ستارهای در آسمان وجود داشته باشد، باز هم من کار میکنم و به مسیر خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: برای تو درست کردهام، بهخوبی میدانم که در هر دو جهان، خوبیها و بدیها وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه خورشید و ماه و آسمان تنها برای بخشش و نعمت به زمین موجودند، پس چه دلیلی دارد که وجود داشته باشند؟
هوش مصنوعی: هر کسی که در درونش ایمان ندارد، باید او را مانند کرم، مار و کژدم شناخت.
هوش مصنوعی: همه موجودات مانند کرم از خاک به وجود آمدهاند و در همین خاک، بار دیگر نابود میشوند.
هوش مصنوعی: همه موجودات زنده به دلیل نیاز به غذا و خواب زندگی میکنند و روح هرکسی به نوعی به دیگران وابسته است.
هوش مصنوعی: موجودات به جز روح، از چهار عنصر طبیعی ساخته شدهاند و هیچگونه ارتباطی با دنیای روحانی ندارند.
هوش مصنوعی: زندگی آنها بر اساس جاودانگی و عوالم بالاتر نیست، بلکه تحت تأثیر شرایط و خواستههای دنیوی و حیوانی قرار دارد.
هوش مصنوعی: زندگی چنین است که زودگذر و ناپایدار است؛ به خدا نزدیک شو تا باقی بمانی.
هوش مصنوعی: در این دنیا تو به زندگی مشغولی و از نیازهای اصلی خود بیخبری، مانند حیوانی که تنها به بقای خود فکر میکند.
هوش مصنوعی: روح تو پیش از به دنیا آمدن در جهانی دیگر وجود داشت و از یک سرخوشی و آگاهی خاص برخوردار بود، قبل از اینکه به این جسم و خواب و خوراک دچار شود.
هوش مصنوعی: آنچه را که میخواهی جستجو کن و از این موانع بگذر تا بتوانی از درد و خطر رهایی یابی.
هوش مصنوعی: اگر وطن جان تو مثل دریا باشد، پس آن را دوباره جستجو کن ای جستجوگر.
هوش مصنوعی: این عددها و مقادیر را کنار بگذار و به جای آن، جان و دل خود را به آتش عشق بسپار.
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده اگر کسی فقط به فکر جسمش است، او مجرم و گناهکار است.
هوش مصنوعی: سریع باید جان را از بدن جدا کنی تا باغ زندگی تو پر از زیباییها و مخلوقاتی شاداب و سرزنده شود.
هوش مصنوعی: اگر در این جسم محدود بمانی، همانند دام میمانی؛ هرچند که ظاهراً باقی بمانی، اما در حقیقت فنا میشوی.
هوش مصنوعی: اگرچه قطرهای که از دریاست در خاک قرار دارد، اما دشمن آن تابش آفتاب و تأثیرات جوی است.
هوش مصنوعی: اگر شخصی به سمت دریا حرکت نکند، به سرعت از باد و خاک دور خواهد شد و این جدا شدن ممکن نیست.
هوش مصنوعی: بهتر است بدانی ای قطره، که به نادانی، دشمن را دوست میخوانی.
هوش مصنوعی: بدنی که دشمن و مایه آسیب روح توست، همیشه در خطر است.
هوش مصنوعی: حضور تو با مهربانی و عشق، دشمنی برای تو به همراه دارد که خودت از آن بیخبری.
هوش مصنوعی: تمام عمرت را به باد میدهی و در نهایت به فنا و نابودی میرسی.
هوش مصنوعی: اکنون به وسیله علف تو را فربه و چاق میکند تا در انتها به وسیله کارهای نا مناسب به هلاکت برسی.
هوش مصنوعی: پیش از آن که به دست دشمن گرفتار شوی، باید از او فرار کنی و خود را نجات دهی.
هوش مصنوعی: هیچگاه به کسی که به تو آسیب میزند، اجازه نده که تو را تحت تسلط خود درآورد. دیگر عمر خود را به خاطر او هدر نده.
هوش مصنوعی: بدن خود را بیش از حد نازکنارنجی نکن، بلکه دل خود را پرورانده و پرورش بده، چون دل حقیقتی الهی و روحانی است.
هوش مصنوعی: دل شاد و شیرین از نور خدادادی است و به همین دلیل، منشأ شادی و خوشبختی محسوب میشود.
هوش مصنوعی: نوشیدنی عشق و درک آن، مانند نوری است که هر کسی را به فهم و دانش میرساند.
هوش مصنوعی: همیشه در تلاش برای دستیابی به آن نور هستیم، مانند موسی که همیشه در کوه طور حضور دارد.
هوش مصنوعی: نتیجه این است که افرادی که دارای مقام و قدرت هستند، باید در جستجوی خواستههایشان با جان و دل تلاش کنند.
هوش مصنوعی: اگر به دامن ولیان خدا (افراد نزدیک به خدا) چنگ بزنید، بدانید که شما در جهانی نامحدود به قدرت و تسلط دست مییابید.
هوش مصنوعی: از آنجا که دنیا برای آنها وجود دارد، نسلشان به وجود آمده است، اما نگو که آنها پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: نسل موش و وحوش در جایگاه خود قرار دارد، پس نفی کردن آن نسل اشتباه است.
هوش مصنوعی: نسل گل همیشه در حال رشد و زندگی است، اما چرا نسل دل باید از هم جدا شود و قطع ارتباط کند؟
هوش مصنوعی: این فکر اشتباه و نادرست است، بنابراین این نوع نگرش را از خود دور کن.
هوش مصنوعی: هر چیزی که جانبی و غیر اساسی باشد، وقتی در دسترس نیست، دیگر اصل و بنیادی که به آن وابسته است، به چه معنا خواهد بود؟
هوش مصنوعی: اگر افلاک و چرخ گردان وجود دارند، بدان که مردان برگزیدهای هستند که حق را انتخاب کردهاند.
هوش مصنوعی: همیشه به دنبال ایشان باش و جان خود را فدای درویشان کن.
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی دانش و آگاهی باشد، به آن دست خواهد یافت. حتی اگر فردی از نظر ظاهری به مانند بنده باشد، اما در درونش پادشاهی دانش و آگاهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من در چهره و معنا مانند شاه در برابر ابروهایم، به جان روشن و درخشانم شبیه ماه هستم.
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که ماه و خورشید (نمادهای بزرگ و جاودانه) چه اهمیتی دارند که میتوانند به همراهی یک قطره آب باقی بمانند؟ به عبارت دیگر، این جمله به تضاد میان بزرگی و کوچک بودن اشاره دارد و نشان میدهد که وجودهای کوچک و ناقص نمیتوانند با آن عظمت بزرگان مقایسه شوند.
هوش مصنوعی: روح ما در این بدن مانند قطرهای است که در ماست وجود دارد و همانطور که روغن در ماست است، روح هم در وجود ما شناور و جاری است.
هوش مصنوعی: طعم روغن فقط زمانی مشخص میشود که آن را از ماست جدا کنند.
هوش مصنوعی: سپس آن قطرهای که از خاک بیرون آمده، به مانند کلوخی شده است که به وسیله آب تر و مرطوب شده است.
هوش مصنوعی: به گونهای به قطره نگاه نکن که آن را تنها آب بنامی، چرا که از چنین آبی، سراب بهتر است.
هوش مصنوعی: نقره هم در دل خاک پنهان شده و در دنیای زیرزمینی به صورت کان متوجه وجود دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که داخل کوره آتش جوش و تف کردن آغاز نشود، هیچ چیز نمیتواند صاف و کامل شود.
هوش مصنوعی: جواهر که در دل زمین باقی مانده، بدون آتش به خاک تفاوتی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی گنج خود را اینجا پیدا کنی، در میان ترس و امید باقی خواهی ماند.
هوش مصنوعی: تو که جوانی، نمیتوانی قضاوت کنی که آیا کسی نابینا است یا بینا، چون درک و تجربهات هنوز کامل نیست.
هوش مصنوعی: یا مثل رنگ سفید هستی یا مانند قیر سیاه، یا همچون ابر میباشی و یا درخشان مانند ماه.
هوش مصنوعی: به نصیحتها و توصیههای دیگران توجه نکن و دنیا را با نگاهی آزاد و واضح ببین.
هوش مصنوعی: به سوی آن بحث و گفتگو برگرد که در آن صحبت از لولاک (وجود محمد) در تفسیر و معناست.
هوش مصنوعی: به خود هوشیار باش و از خواب غفلت بیدار شو، زیرا اینکه راهی برای نجات و بیداری در اینجا وجود دارد.
هوش مصنوعی: وجود جهان به خاطر پیامبری است که وجود دارد و هر کسی که آن نبی را درک کند، به نوعی وجودش به جای آن نبی محسوب میشود.
هوش مصنوعی: سر لولاک او در دو جهان وجود دارد، زیرا وجود او به طور آشکار به مخلوقات میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دامن آن بزرگوار چنگ زند، از فریب و دسیسههای شیطان و آشفتهگیها رهایی مییابد.
هوش مصنوعی: در جهان ناشناخته، چشمانم به جمال دوست روشن شد و او را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: جهان در حال تغییر و دگرگونی است و مسیر حرکت آن بدون هیچ محدودیتی ادامه دارد.
هوش مصنوعی: او بدون اینکه قدمی بردارد، به سرعت در میان عاشقان حرکت کرد.
هوش مصنوعی: بیصدا شراب مینوشد و بیچشم به جسم نگاه میکند.
هوش مصنوعی: حوران با قدرت و زیبایی خود، دلهای بسیاری را به سمت خود میکشند و این موضوع باعث شده است که زمان به شدت نزدیک شود و شدت احساسات را افزایش دهد.
هوش مصنوعی: مردم بهشتی همه شگفتزده هستند که این چه پادشاهی است و این چگونه در حال سیر و سفر است.
هوش مصنوعی: اگرچه این مکان بهشتی نیست، اما جایگاه مهمی دارد و از نظر مرتبه برتر است.
هوش مصنوعی: مؤمنان هرچند به بهشت میروند، اما با خوشحالی و شادابی به سمت هر قصر میدوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.