گنجور

 
واعظ قزوینی

از برکات عهد دولت شاه عادل

آنکه ز همت اوست، خانهٔ شرع آباد

گشته ز آب تیغش، گلشن عدل خرم

رفته ز باد گرزش، خرمن ظلم بر باد

سبزه شود ز لطفش، تیشه به فرق خارا

آب شود ز بیمش، اره به پای شمشاد

بندهٔ حضرت او، آنکه ز دولت او

ساخته همت او، خاطر عالمی شاد

قصر هنروری را، فطرت اوست شیرین

کوه سخنوری را، قدرت اوست فرهاد

علت شبهه‌ها را، دانش او فلاطون

صورت معرفت را، خامهٔ اوست بهزاد

لطف چو همتش عام، عقل چو دولتش رام

بخت «سعید» چون نام، فکر چو طبعش آزاد

همت عالی‌اش را، یار چو گشت توفیق

کرد چنین بنایی بهر ثواب بنیاد

وه چه بنا؟! که هردم، جسم کثیف خلقی

همچو غذا فرو برد، همچو عرق برون داد

هرکه در آن درآمد، وقت برون شدن عقل

گفت ز بهر تاریخ: «صحت و عافیت باد»!

 
 
نسکبان اندروید