گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فضولی

عاشق همه دم زار و حزین می باشد

سودا زده و بی دل و دین می باشد

ای دل مکش اندوه ز بسیاری غم

خوش باش که عاشقی چنین می باشد

عرفی

عشق تو خرابات نشین می باشد

کوی تو بهشت عقل و دین می باشد

در دور تو هست جای دل در کف دست

در عهد تو جان در آستین می باشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه