دگر بجای رخ ساده، لوح ساده بس است
ز خجلتت، بکف آیینه جام باده بس است
کمان جور، بآذار خلق زه بستن
کنون گذشته، خدنگ قدت کباده بس است
بدعوی سخن و دلبستگی بجهان
لب گشاده چه حاجت؟ درگشاده بس است
گذاشتن ز هوس، عمر خویش بر سر مال
کشیدن این همه نقصان پی زیاده بس است
قدم برون منه از راه راستی واعظ
که این ترا به دیار نجات، جاده بس است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات شعر به بیان انتقادات و نکات اخلاقی میپردازند. شاعر به سادگی و دوری از ظاهرسازی تأکید میکند و میگوید که برای خجلتزدگی، نگاه به آینه و نوشیدن شراب (نماد شادی و آزادی) کافی است. او همچنین میگوید که زیباییهای ظاهری و کمان ابرو و جاذبههای فریبنده، دیگر برایش جذابیت ندارند.
شاعر بر این نکته تأکید میکند که سخن گفتن بیهوده و وابستگی به دنیا هیچ نیازی به بیان ندارد. همچنین، او به خطرات ناشی از ولع و جستجوی بیهوده ثروت اشاره میکند و میگوید که تحمل نقص و کاستی در زندگی به خاطر زیادهطلبی کافی است.
در نهایت، او از واعظان میخواهد که از راه راست منحرف نشوند، زیرا این راه به نجات و رستگاری منتهی میشود. به طور کلی، پیام شعر دعوت به سادگی و راستی و دوری از ظواهر دنیاست.
هوش مصنوعی: به جای چهرهی بیپیرایه، یک لوح بیتزئین کافی است. به خاطر شرم و حیا، در دستت یک آینه و جامی از شراب کافی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تیر و کمان تو دیگر آزار مردم را به پایان رسانده و اکنون زمان آن رسیده که قدرت تو به اندازه کافی نمایان شود.
هوش مصنوعی: اگر دلی به عشق و محبت وابسته است، دیگر نیازی به گفتن و اظهار کردن نیست. تنها احساس عمیق کافی است.
هوش مصنوعی: از روی هوس، عمر خود را برای جمع کردن مال خرج کردن این همه نقصها به خاطر زیادتر داشتن کافی است.
هوش مصنوعی: ای واعظ، از راه راست منحرف نشو، زیرا همین جاده کافی است تا تو را به سرزمین نجات برساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.