ز بهر صبر بلبل، بی تو در گلزار می مانم
تو چون گل می روی از باغ و من چون خار می مانم
مرا همچون عصا دارد ادب در وادی شوقت
به جای پا سرم گر نیست، از رفتار می مانم
به غیر از اشکریزی نیست شبها بی توام کاری
اگر چون شمع مجلس تا سحر بیدار می مانم
نگاه چشم مخمور توام افکند بر بستر
مسیحا گر به بالینم رسد، بیمار می مانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دوری معشوق گلهمند است و خود را تشبیه به بلبل میکند که در نبود او در گلزار تنها میماند. او بیان میکند که در حیات عاشقانهاش، صبر و ادب را همچون عصا با خود دارد و در بیپناهی و سردرگمی به سر میبرد. شبها در نبود معشوق جز اشک و اندوه چیزی ندارد و اگرچه شبها بیدار میماند، در دل آرزو میکند که معشوق به دیدنش بیاید و جان تازهای به او بخشد. در نهایت، شوق و عشق او به معشوق، تمثیلی از زندگی و مرگ اوست که با وجود درد و رنج، از یاد او غافل نیست.
هوش مصنوعی: برای خاطر صبر بلبل، بدون تو در باغ میمانم. تو مانند گلی از باغ بیرون میروی و من مانند خار در آن میمانم.
هوش مصنوعی: ادب مانند عصایی است که در مسیر عشق مرا راهنمایی میکند و اگر سرم نباشد، از روی رفتار خودم متوجه میشوم که باید چگونه قدم بگذارم.
هوش مصنوعی: در شبها به جز دلتنگی و غم تو هیچ چیز دیگری ندارم. اگرچه مانند شمعی در مجلس بیدار میمانم تا صبح، اما این کار بیفایده است.
هوش مصنوعی: چشم مست تو نگاهی به من انداخت، اگر به من نزدیک شوی، همچون بیمار مسیحا نمیتوانم خوب شوم و همچنان عشق تو را در دل خواهم داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.