گنجور

 
طغرای مشهدی

چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی

خنده گلها، هم آواز صدای گریه است

دهر شد ماتم سرای فوت مطلبهای دل

چون کنم در گریه ضبط خود، که جای گریه است

همچو مینایی که می افتد نگون در بزم شوق

سرزمین خنده ام در زیر پای گریه است

بس که ما را کلک قسمت کرده رنگ آمیز درد

صورت دیوار ما در هایهای گریه است

 
 
نامبردگان شاهنامه
واقف لاهوری

ای که پرسی از چه چشمت مبتلای گریه است

از تو تا بیگانگی دید آشنای گریه است

گفتی‌ام از گریه بس کن خانه‌ها کردی خراب

خانه آبادان هنوز این ابتدای گریه است

کی شود ممنون برای صوت از آب روان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه