در اینمدت که من گلزار را بییار میبینم
نمیبینم گلی بر بار یکسر خار میبینم
بکنجم در قطار حاجیان کین قوم ظاهر بین
در و دیوار میبینند و من دیدار میبینم
چمن بیصحن روی او چنان خارست در چشمم
که گر پا برسر گل مینهم آزار میبینم
نمیآید بچشمم دور از او حسن گل و نسرین
تو گوئی دیده را میبندم و گلزار میبینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.