من جام می ز اشک جگرگون کشیدهام
هر جا نشستهام قدح خون کشیدهام
از مستیم بجانب دیوانگی سریست
گوئی که نه پیالهٔ مجنون کشیدهام
چندین ستاره بر دلش افزودهام ز داغ
من انتقام داغ ز گردون کشیدهام
بر امتحان حوصله چون بستهام میان
دریا بلب نهاده و جیحون کشیدهام
خود را بچشم حادثه چون کردهام عزیز
از خاک بر گرفته و در خون کشیدهام
چندانکه نخل او قد موزون کشیده است
من در جواب نامهٔ موزون کشیدهام
«طالب» نبود دیگ غم سینه بی خراش
بنگر چها ز طالع وارون کشیدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.