رقصنده چون سبو بنوای شکستنیم
سازنده چون قدح بصدای شکستنیم
گو عشق در شکستن ماسعی کن که ما
چون توبه آفریده برای شکستنیم
روی شکستهای جهان جمله سوی ماست
چون رنگ خویش کاه ربای شکستنیم
تا دیدهایم در دل خود رونق شکست
چون زلف یار قدر فزای شکستنیم
«طالب» چو شیشهٔ دل خالی ز درد درد
چون نیک بنگریم سزای شکستنیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.