فصل میاست، به که، بعشرت گرو شویم
چون نوبهار خرم و زیبا و نو شویم
راضی نمیشود سگ نفس دنی که ما
راضی بآب شور و لب نان جو شویم
ما را بعلم تجربه هر لحظه روزگار
میآورد بر اینکه نصیحت شنو شویم
عمری به راه صومعه رفتی کنون بس است
روزی دوئی بیا که خرابات رو شویم
«طالب» ز کسب کینه ندامت ثمر برند
آن به که مهر کار و محبت درو شویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.