عیش نخلیست خار او نشویم
آفت برگ و بار او نشویم
خویش را برابل نه پیوندیم
بس نحیفست بار او نشویم
دام ماهیست کام هر دو جهان
صید نقش و نگار او نشویم
به که پهلو تهی کنیم ز یار
ننگ خویشیم و عار او نشویم
بکسلیم از کتان دهر فروغ
آفت پود و تار او نشویم
لالهٔ باغ روزگار نه ایم
بی سبب داغدار او نشویم
از فلک خوش دل پری دارم
کاش هرگز دچار او نشویم
به که ره چپ کنیم از «طالب»
فتنهٔ روزگار او نشویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.