زنده گشتم چون گشادم چشم حسرت سوی صبح
پهلو از بستر تهی کردم چو دیدم روی صبح
با سیه چشمِ شب خود در نظر بازی بُدم
ناگهان بنمود آن مه گوشهٔ ابروی صبح
من سحرمشرب فتادستم هنوزم الفتی است
با هزاران شب کجا پهلو نهم یکموی صبح
تا چو «طالب» یافتم فیض دم صبح از نسیم
دروفا گشتم سگِ عفعفکنان در کوی صبح



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.