صبح شد جام صبوحی کش ز آغاز صبوح
کبک عشرت صید کن از چنگل باز صبوح
تا بکی آرام و خورد و جواب ساقی شرم دار
خیز و سامان کن یکی برگ سحرساز صبوح
خازن گنجینهٔ راز صبوحی ساغر است
گوش لب پیش آر و از ساغر شنو راز صبوح
بینیاز از ساقی و دورش نگردی لایزال
صبحدم گر فیالمثل گردد سر افراز صبوح
«طالبم» از هر مرادی بینیاز اما زشوق
میکشم بهر صبوحی صبحدم ناز صبوح



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.