گرچه تاثیر از خروشم رفته بیجوشی نیم
میرسد بانک شکستم ساز خاموشی نیم
نیست در شوقم تعلل مقصدم دورست دور
جمله آغوشم ولی شاد از برودوشی نیم
حنظلم روزی است اما میخورم شیرین چو شهد
تلخکامم لیک بیذوق لب نوشی نیم
نام خود «طالب» ز شور عشق مجنون ساختم
ورنه در تخمیر پر بیعقل و بیهوشی نیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.