یک تیره شبم بسر نیامد
تا تیره شبی دگر نیامد
روز ابد آمد و شب تار
از مانم صبح بر نیامد
از ضعف امشب شکوه آهم
گردون را در نظر نیامد
از پای شکسته آمد امروز
کاری که ز بال و پر نیامد
شامم بعد از هزار شبگیر
تا نیمه ره سحر نیامد
با یک عالم دراز دستی
دستم بتو در کمر نیامد
تا او ز سفر نیامد (آشوب)
هوشم بطواف سر نیامد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.