نوبهارم دارم، اسباب چمن، در آستین
از هجوم گل نگنجد، دست من، در آستین
نیستم موسی ولیکن چون یدبیضا مرا
مینماید جلوه صد شاخ چمن در آستین
کو خریدار عقیق و لعل تابیند مرا
صد بدخشان در گریبان صد چمن در آستین
باز هر مو بر تن مستان بتکلیف بهار
میکند گل در گریبان یاسمن در آستین
بادمصرم جانب کنعان روان بی کاروان
بنگرم اینک شمیم پیرهن در آستین
برهمن در آستین دارد صنم پنهان و من
از غلوی کفر دارم برهمن در آستین
از زباندانی چو من حاضرجوابی دور نیست
طوطیم نشکفت گر دارم سخن در آستین
نسبت چون من سبکروحی مکن با بیدلان
بیدلان جان در بدن دارند و من در آستین
ذوق مردن کرده از بس دردل (آشوب) جای
پیرهن را میکند عطر کفن در آستین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.