گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
عرفی

عشق آمد و گوید که زبان بگشایند

وز مژدهٔ من دل جهان بگشایند

راحت نه عیان است، مناذی بزنند

تا روی نقاب بستگان بگشایند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه