گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
انوری

شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند

تا ملک عراق چون خراسان نکند

اسب تو ز تاختن فرو ناساید

تا پیش در خلیفه جولان نکند

اوحدالدین کرمانی

در عشق حدیث کفر و ایمان نکند

بر در دربند و بام درمان نکند

آنجا که شه عشق فرو آرد سر

در پای غمش نثار جز جان نکند

حکیم نزاری

عشقی که چو عشق ماست نقصان نکند

آن به که زیاده روی پنهان نکند

خاصیّت عشقی که مجازی نبود

دردیست که جستجوی درمان نکند

جهان ملک خاتون

این درد مرا طبیب درمان نکند

وین غصّه مشکل من آسان نکند

ای باد به یار من بگو کز سر لطف

چون زلف خودم حال پریشان نکند

طالب آملی

عاشق لب دل بعیش خندان نکند

سوزد ز ملال و یاد بستان نکند

صد گلشن اگر که تحفه آرند برش

غیر از گل رشک خود بدامان نکند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه