گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
انوری

بس شب که به روز بردم اندر طلبت

بس روز طرب که دیدم از وصل لبت

رفتی و کنون روز و شب این می‌گویم

کای روز وصال یار خوش باد شبت

مولانا

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت

تا چند کند سایس گردون ادبت

لب چند دراز می‌کنی سوی لبش

هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه