گنجور

 
طالب آملی

بی یوسفی چمن بن چاهست در نظر

صحرای سبز مار سیاهست در نظر

گر صد هزار خرمن گل باغبان زنند

بی روی دوست یک پر کاهست در نظر

ما چشم آبدادهٔ گلزار آتشیم

مارا گل بهشت گیاهست در نظر

از اتحاد کعبه و دیر آگهیش نیست

آنرا که دین و کفر دوراهست در نظر

سوزنده آفتاب چو نبود ز روی دوست

تأثیر مهر دارد و ماهست در نظر

ترک دو کون عارف وحدت پرست را

کمتر ز برگ کاه کلاهست در نظر

خط گرد عارض تو چو موران خوشه چین

صف بسته گرد خرمن ماهست در نظر

«طالب» زفوج آه تو در عرصهٔ سپهر

هر سو نظر کنید سپاهست در نظر

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی