دارم بسی ز ساز طرب خوش ترانهتر
وز عندلیب زمزمهٔ عاشقانهتر
اطفال گریه را همگی پر بهانهاند
وین طفل اشک از همه شان پربهانهتر
هردم بتار آه کشم رشتهئی ز اشک
خوشتر ز عقد گوهر و سیراب دانهتر
سرکن ز لعل یار دلا قصهٔ که نیست
در زیر آسمان ز تو شیرین فسانهتر
درعشق کس نداشت پسپرده جنس راز
مجنون فسانه گشت من از وی فسانهتر
با شمع ما بیزم رفیق آمدیم لیک
من خوش زبانتر آمدم او خوش زبانهتر
دراوج خود نمیپرم از ضعف ورنه نیست
مرغی ز من بدهر بلند آشیانهتر
دریا و ابر و کان همه صاحب خزانهاند
وین چشم مفلس از همه صاحبخزانهتر
ای زال دهر رنجه مسازم بگوشمال
گریند میدهی قدری مادرانهتر
خوش میزنند بلبل و قمری نوا ولی
این عاشقانهتر زند آن عارفانهتر
سرکوب دل مساز هوس را که کس ندید
بتخانه را ز کعبه بلند آستانهتر
ای تیر غم بناز که در عمر خود ندید
پهلو نشینی از تو دلم راست خانهتر
چون زلف و نغمه هر دو پریشان نکوترند
«طالب» چو میزنی نفسی بلبلانه تر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.