آنکه صد دشنه خورد بردل و آهی نکند
نتواند حذر از نیش نگاهی نکند
جاودان فیض پذیر از نظر دوست نیم
نگهی گاه کند سویم و گاهی نکند
بر امید کرم دوست دلیرم بکناد
کی بفوری رسد آنکس که گناهی نکند
گرچه فرمانکش چرخم چو غلامان همه عمر
بامن آن میکند این سفله که داهی نکند
نشوم غافل از آنشوخ زمانی که بمن
زیر چشمی نگهی حوصله گاهی نکند
گرمی از خوی خود آموز که این شعلهٔ ناز
با من آن کرد که آتش به گیاهی نکند
بار صد کوه کشد «طالب» ما از غیرت
بر دل خویش حساب، پر کاهی نکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.