ز حسرت ساغر عشرت بدستم زار میگرید
ز ناکامی گلم بر گوشهٔ دستار میگرید
نه سیل است اینکه میریزد بصحن خانه از بامم
که برحال خراب من در و دیوار میگرید
زنرگس شرم کن ای ابر تر هردم چه میباری
بود دشمن کسی کو بر سر بیمار میگرید
بیالین یارو من درخواب مرگ از غفلت بختم
بخواب من هزاران دیدهٔ بیدار میگرید
زبس خوکرده با ریزش سحاب چشم گریانم
چو طفلی کو ز مادر زاد بی آزار میگرید
بحسرت روز و شب میگرید از هجران او چشمم
بدان تلخی که گوئی از دهان مار میگرید
بخاصیت دم از طفلان بدخو میزند چشمم
که از کم باعثی میگرید و بسیار میگرید
لب تلخی کشم برچشم گریان رشکها دارد
که میگرید ولی از لذت دیدار میگرید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.