چو گوش بر اثر سوز و غلغلم کردند
ادیب فاخته استاد بلبلم کردند
کمان لطف کشیدند بر دلم ز کمین
ولی شهید به تیر تغافلم کردند
زمان زمان رسدم از دل این ترانه بگوش
که پاره پارهتر از خرقهٔ گلم کردند
چو حرف کام زدم نقد چند ساله شکست
همان حواله بصبر و تحملم کردند
بهیچ شهر دلم «طالب» از ملال نرست
چه روز بود که بیرون ز آملم کردند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.