بگرد چشم تو زهر آب داده بنشانند
که گاه مرهم وگه زخم سینه ریشانند
مباش امن ز چشمان میش یار ای دل
که با خیانت گیرند گرچه میشانند
میان عاشق و بیمار نسبتی است بلی
دلشکسته و رنگ شکسته خویشانند
بشاهدان چمن طعن خامشی مزنید
که طایران غزل خوان زبان ایشانند
مکن سؤال ز احوال اهل دل «طالب»
که همچو سلسلهٔ زلف او پریشانند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.