من آن خضرم که ره در صحبتم کوتاه میگردد
بمنزل میرسد هر کس بمن همراه میگردد
اگر صد سال کس بیرهنوردی طی کند راهی
چو وا بیند همان برگرد منزلگاه میگردد
اگر از ماه خواهد یوسف امید من یاری
ز بخت نا مساعد ماه بروی چاه میگردد
سخن را زود راهی میکنم سوی لب از خاطر
که گر یکدم بماند در دل من آه میگردد
اگر حال این بود «طالب» نمیماند نشان از من
سپهر سفله تا از حال من آگاه میگردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.