از این چه غم که غم عشق بوالهوس نخورد
رواست گر شکر تلخ را مگس نخورد
هزار میوهٔ شاداب در پی است و هنوز
دلت فریب ثمر های پیش رس نخورد
به نسبت لب او نام شهد را احباب
بآب زهر نویسند تا مگس نخورد
به بزم خاص حریفان عشق محرم نیست
هر آن حریف که پیمانه با عسس نخورد
بدین امید که شاید شوی تو ساقی بزم
پیاله هیچکس از دست هیچکس نخورد
دل منست بدست تو پاس دم میدار
که شیشه سخت ضعیف است بر نفس نخورد
دلا بحسن ادائی گل از گلستان چین
که طرف دامن پاکت بخار و خس نخورد
ز صبر و شکر بزندان غم گریزی نیست
که مرغ عشق جز این دانه در قفس نخورد
نهمرد دعوی رندیست آنکه چون «طالب»
پیاله بر سر بازار با عسس نخورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.