بگاه خنده بر آن لب شکر هجوم کند
بگاه نکته گهر های تر هجوم کند
بچین زلف تو ره برنسیم تنگ شود
ز بسکه دل بسر یکدگر هجوم کند
تو چون بناز بر آری سر از دریچهٔ حسن
دل شکسته ز دیوار و درد هجوم کند
بگاه عرض جمالت زود نظاره زیاد
ز بسکه شوق بر اهل نظر هجوم کند
نئی تو مرد شناور حدیث بحر مگوی
مباد گریه بر این چشم تر هجوم کند
خروش دل ز فلک بگذرد دمی که ترا
شکنج زلف بدور کمر هجوم کند
ز می نشسته عرق ریز ها بگرد رخت
چو شبنمی که بگلبرگ تر هجوم کند
بدرد عشق بهر جانبی که ره گیرم
کشد سپاه و ز سوی دگر هجوم کند
سخن زعرش گنه ریز بر دل «طالب»
چنانکه فیض بوقت سحر هجوم کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.