با تو چون می خورم آسیب خمارم نبود
راحت گل بود و زحمت خارم نبود
بغل از یاسمن اشک لبالب دارم
گو سمن در برونسرین بکنارم نبود
از ره خویش نگردم به تمنای بهشت
بگذرم غافل ازو گر بگذارم نبود
هر سر مو به تنم کار گذار غم دوست
با کسی غیر غم او سروکارم نبود
چون بهم خانگی دوست گرانم هیهات
کز ادب حوصلهٔ قرب جوارم نبود
گو بیا بر سر خاکم میسندید که باز
شمع بزمم بود و شمع مزارم نبود
گرد ظلمتکدهام نور نگردد «طالب»
آه اگر آه چراغ شب تارم نبود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.