شب دل از گلشن آسودگیم گلچین بود
هر سر موی مرا تکیه بصد بالین بود
داغ پهلو سروکاری به خس و خار نداشت
بسترم خوابگه برگ گل و نسرین بود
آنچه ز یاد نکردی مژهام بود و سرشک
و آنچه در خاطر ابرو نگذشتی چین بود
طبل شادی زنم امروز چه شهباز که دوش
همه غمهای جهان کبک و دلم شاهین بود
دوش «طالب» غزلی خواند و لبی نگشودیم
گرچه هر مصرع او قابل صد تحسین بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.